بایگانی

تأثیر محدودیت در دسترسی به محصول بر افزایش فروش

محدودیت در دسترسی به محصول از جمله مواردی است که بر افزایش فروش تاثیرگذار است.

در این مطلب سعی بر آن است تا از جنبه های مختلف نگاهی به این مساله بیندازیم ، با ما همراه باشید.

کارخانه شما در حال معرفی محصولی جدید است. سطح تولید بالا رفته، و خط تولید با تمام ظرفیت در حال کار است.

دپارتمان بازاریابی شما در حال نامه نگاری با مشتریان فعلی و بالقوه کارخانه است

تا اطلاع رسانی کنند که محصول جدید در ابتدای سال وارد بازار و توزیع می شود. همه چیز خوب است؛ نه؟

اشتباه می کنید! دپارتمان بازاریابی باید اعلام کند تنها تعداد محدودی از محصول در ابتدای سال عرضه خواهد شد

و بعید است بتوانند پاسخگوی تمام تقاضای محصول باشند.

آیا نحوه ارائه آیفون را به یاد دارید؟

هنگامی که برای اولین بار عرضه شد، صف های طولانی تشکیل شده بود تا بتوانند یک نمونه از محصول را بخرند.

اگر به یاد داشته باشید، هنگامی که مدل های 3G (نسل سوم به بازار عرضه شد نیز همین اتفاق تکرار شد:

صف های طولانی برای خرید محصول و انتظارهای طولانی.

شما می توانید نمونه ای از محصول را سفارش دهید، اما دقیقا مشخص نیست چه زمانی به دستتان می رسد؛

شرکت اپل نیز به صورت ضمنی اعلام می کرد عرضه محصول ممکن نیست بتواند کل تقاضای آن را پوشش دهد.

این روند درباره برندهایی از خودورهای هیبریدی هم به همین شکل اتفاق افتاد

و انتظارهای طولانی برای توزیع محصول وجود داشت. تقاضا هنوز هم برای محصول ادامه دارد.

وقتی چیزی به نظر کمیاب و دسترسی به آن محدود باشد ما احساس می کنیم ارزشمندتر و جذاب تر است؛ در نتیجه، آن را بیشتر و بیشتر می خواهیم

نکته طلایی : اگر محدودیت در دسترسی به چیزی وجود داشته باشد، احساس می کنیم محصول ارزشمندتر است و بیشتر به داشتن آن ترغیب می شویم.

محدودیت در دسترسی باعث ایجاد حس ارزشمندی محصول می شود

کمیاب بودن و محدودیت دسترسی نه تنها برای محصولات، بلکه برای اطلاعات هم نتیجه می دهد.

ما می توانیم درباره روندهای صنعت کامپیوتر از طریق جست وجو در گوگل به مقالات متعددی دست یابیم؛

یا می توانیم با عضویت در بخش های ویژه برخی وب سایتهای معتبر، در ازای پرداخت هزینه اشتراک،

به مجموعه ای از مقالات و گزارش های دقیق دسترسی داشته باشیم که تنها افراد محدودی به آنها دسترسی دارند.

به نظر شما کدام منبع اطلاعاتی صحیح تر و ارزشمندتر است؟

کدام منبع در موقعیت هایی که نیاز به تصمیم گیری و اقدام داریم، مورد استفاده است؟

 نکته: اگر احساس کنیم دسترسی به اطلاعاتی سخت است، آن اطلاعات را ارزشمندتر در نظر می گیریم.

کدام کلوچه خوشمزه تر است؟

ورشل، لی و آدول (۱۹۷۵) از افراد خواستند تا کلوچه های شکلاتی را رتبه بندی کنند.

محققان در یک ظرف ۱۰ و در ظرف دیگر دو کلوچه قرار دادند و از آزمایش شونده ها خواستند

تا کلوچه ها را خورده، نظر خود را اعلام کنند. در این آزمایش، نمونه کلوچه هایی که در ظرف دوتایی بودند

بیشترین امتیاز را دریافت کردند، در حالی که تمام کلوچه ها دقیقا یکسان بودند؛

در آزمایشی دیگر مشاهده شد حتی اگر در یک ظرف تعداد زیادی کلوچه وجود داشته باشد

و کمی بعد تعداد زیادی از کلوچه ها مصرف شود، معدود کلوچه های باقی مانده

امتیاز بالاتری نسبت به کلوچه های ابتدای آزمایش دریافت می کنند. |

تأیید اجتماعی و کمیاب بودن و محدودیت دسترسی با یکدیگر همراه هستند .

اگر تصور کنیم افراد زیادی کلوچه را دوست دارند (تأييد اجتماعی)

و همچنین کلوچه زیادی باقی نمانده است (کمیاب بودن و محدودیت دسترسی) یک حس قدرتمند برای اقدام در ما ایجاد میشود.

در اندازه شما فقط دو تا باقی مانده است

من خیلی اهل کفش خریدن نیستم. پاهایم بسیار پهن هستند و دوست دارم کفش های مناسبی بخرم.

کفش برای من بسیار مهم است، اما هیچ گاه تعداد زیادی کفش نمیخرم.

به خاطر اندازه پاهایم یافتن کفش مناسب برایم سخت است.

من به جمله «فقط همین یک جفت باقی مانده است» بسیار حساس هستم.

در مورد شخص من متوسل شدن به حس کمیاب بودن و محدودیت دسترسی ، وقتی که موضوع کفش در میان است،

به آسانی جواب می دهد و هنگامی که کفشی را می خرم، تا جای که امکان دارد از آن استفاده می کنم!

(درواقع کفش را تا زمانی که خراب نشده است می پوشم، اما از نظر عاطفی به کفشها وابسته می شوم!)

استفاده از تکنیک کمیاب بودن و محدودیت دسترسی در یک وب سایت تجارت الکترونیک آسان است.

اگر ما این جمله را ببینیم: «فقط دو نمونه از محصول در این اندازه باقی مانده است»

یا «فقط یک نمونه از محصول در انبار موجود است»، احساس می کنیم

بهتر است عجله کنیم و بخریم قبل از اینکه محصول تمام شود.

پایانی ها را در پایان ماه پیشنهاد دهید

فروشندگان خودرو از این تکنیک زیاد استفاده می کنند. یکی از دوستانم ماجرای خرید خودرویش، که اخيرا اتفاق افتاده، را برایم تعریف کرد.

فروشنده خودرو به او گفته بود چون خرید در آخرین روز ماه بوده است از تخفیف ۵۰۰۰ دلاری بهره مند می شود.

به علاوه، چون خودروهای تیپ یک در انبار موجود نبوده، فروشنده خودروی تیپ دو را با همان قیمت تیپ یک

به او پیشنهاد داده بود. البته این امتیازات در صورتی به او تعلق می گرفت که در همان روز خرید خودرو را انجام می داد.

فروش با این امتیازات ویژه در آخرین روز ماه پایان می یافت.

دوست من بعدازظهر همان روز سوار ماشین جدیدش در حال گشت و گذار در خیابان بود.

دوستم کاملا از تاکتیک هایی که فروشنده برای ترغیب او استفاده کرده بود، آگاهی داشته،

اما با تمام وجود می گفت: “من عاشق این ماشین جدید هستم. عاشقشم، عاشق!!”

محدودیت زمانی نیز می تواند برای رساندن مفهوم کمیاب بودن و محدودیت دسترسی در وب سایت استفاده شود.

جمله «برای مدت محدود» تأثیری مشابه حس کمیاب بودن ایجاد می کند.

تنها تعداد محدودی انتخاب این را می دانند

در کمپین انتخاباتی باراک اوباما، افراد می توانستند در وب سایت ثبت نام کنند تا در صورت داشتن شرایط

جدیدترین اخبار مرتبط با کمپین انتخاباتی را به صورت اختصاصی و منحصر به فرد دریافت کنند. برای مثال،

شما پیامی متنی دریافت می کردید که اعلام می کرد چه کسی به عنوان معاون اول رییس جمهور انتخاب شده

است، آن هم قبل از اینکه رسانه های عمومی مطلع شوند و خبر را اعلام کنند.

تا به حال در خبرنامه رایگان چند وب سایت مشترک شده اید؟

اگر اشتراک رایگان باشد، پس برای همه امکان دسترسی وجود دارد؛ در نتیجه، چندان ارزشمند نیست.

اما اگر اشتراک در خبرنامه مستلزم پرداخت هزینه باشد، چه؟ اشتراک پولی عموما شامل خبرنامه هایی است

که در ازای پرداخت پول برای شما ارسال می شود؛ بنابراین در حالت اشتراک پولی، خبرنامه ارزشمندتر به نظر می رسد.

در تکنیکی دیگر، خبرنامه تنها برای اعضا قابل دسترسی است.

در این دو حالت، در واقع دسترسی به اطلاعات مشکل تر و محدودتر شده است و همین،

سبب می شود که اشتراک خبرنامه برای مخاطب مطلوب تر و ارزشمندتر جلوه کند.

علاوه بر اشتراک خبرنامه، استفاده از ایده عضویت طلایی یا عضویت ویژه در وب سایت نیز همین نتیجه را دارد؛

زیرا مخاطب احساس می کند در ازای پرداخت حق عضویت می تواند به اطلاعات ارزشمندی دسترسی داشته باشد که در دسترس دیگران نیست.

گران است پس بهتر است

هرچه گران تر، بهتر» ایدهای مشابه با ترفند کمیاب بودن یا محدودیت دسترسی ، بدین صورت که هر چیزی گران تر باشد

(در نتیجه در دسترس همه نیست و کمیاب است) کیفیت بهتری دارد.

ما به طور ناخودآگاه تمایل به داشتن چیزهای گران داریم و به صورت ناخودآگاه گران بودن را عامل بهتر بودن می دانیم.

متأسفم، شما نمی توانید این محصول را داشته باشید!

آخرین ترفند، که حس کمیاب بودن و محدودیت دسترسی را فعال می کند، ممنوع کردن چیزی و یا اتمام امکان استفاده از آن است.

اگر چیزی به طور کامل از دسترس خارج شود، نایاب می شود. اگر چیزی ممنوع یا متوقف شود،

ما این کلیپ در تاریخ ۱۰ می ۲۰۰۷ واقعا طالب آن خواهیم توسط کنگره ممنوع اعلام شد

نکات طلایی: اگر چیزی کمیاب باشد، برای ما خواستنی تر و ارزشمندتر می شود. نمایش مقدار محدود از یک محصول در انبار، یا اختصاص زمانی محدود برای در دسترس بودن محصول، حس کمیاب بودن را فعال می کند و این حس، ما را برای اقدام تحریک می کند. فقط محصولات نیستند که کمیاب می شوند. دسترسی به اطلاعاتی خاص نیز ممکن است بسیار سخت باشد. در نتیجه این اطلاعات برای ما ارزشمندتر جلوه می کنند.

منبع : کتاب کلیک طلایی. جزء ده کتاب برتر در حوزه نورومارکتینگ در وبسایت و دارای 4 ستاره از بزرگترین فروشگاه اینترنتی کتاب جهلن آمازون

تاثیر تعدد گزینه های انتخاب برخرید محصول

در این مطلب نگاهی بر تاثیر گزینه های انتخاب پیش روی مشتری بر تصمیم گیری صحیح و افزایش فروش افزایش خواهیم انداخت.

بعنوان مثال  تصمیم می گیرید  یک هارد اکسترنال بخرید. برای خرید به وب سایتی مراجعه کرده و این خرید

ساعت ها طول کشیده و مجبور می شوید ده بار به وب سایت مراجعه کنید! چرا این قدر طولانی؟

زیرا هر بار که به وب سایت مراجعه می کردید، به جای ده محصول جدید،

صد نمونه جدید از هارد اکسترنال نمایش داده می شد و اکثرا هم به یکدیگر شبیه بودند.

اندازه، طراحی، ظرفیت و قیمت حافظه های خارجی اکثرا شبیه به هم بود.

تنها مواردی مانند رنگ و شکل حافظه های جانبی با هم تفاوت داشت.

همین مقایسه بین گزینه های متعدد سبب شد خرید شما این اندازه طولانی شود.

نکته جالب درباره فرایند انتخاب این است که فکر می کنیم گزینه های بیشتر مطلوبیت بیشتری ایجاد می کند،

اما در حقیقت، تعدد گزینه های انتخاب باعث سختی و پیچیدگی فرایند تصمیم گیری می شود.

اگر انتخاب تنها بین چند گزینه محدود باشد و یا گزینه های متعددی پیش روی ما

قرار داده شود، به احتمال زیاد گزینه های متعدد را برمی گزینیم؛ اما تحقیقات نشان داده است

وجود گزینه های مطلوب متعدد به اندازه ای که تصور می کنیم مفید نیست.

این باور سنتی که «گزینه های بیشتر، مطلوبیت بالاتر» (در ضمیر خودآگاه) کاملا نادرست است.

در حقیقت ما با داشتن گزینه های بیشتر لزوما تصمیمات بهتری نمی گیریم،

فقط تصور می کنیم تصمیم گیری بهتر می شود.

گزینه های متعدد فقط باعث توقف و در نتیجه، تصمیم نگرفتن ما می شود. 

تعدد گزینه های مختلف تنها باعث سردرگمی مشتری در انتخاب صحیح محصول می شود

نکته طلایی: ما تصور می کنیم هرچه گزینه های انتخاب بیشتری داشته باشیم می توانیم تصميمات مطلوب تری بگیریم اما در حقیقت زمانی که گزینه های متعددی داریم نمیتوانیم به درستی تصمیم بگیریم و دچار کوری انتخاب می شویم.

معمای مربا

لینگار و لپر (۲۰۰۰) این فرضیه را که با افزایش بیش از اندازه گزینه های انتخاب تصمیم گیری ما مختل می شود» بررسی کردند.

برای این منظور آزمایش کنندگان غرفه ای در یکی از فروشگاه های مواد غذایی در منطقه اعیان نشین کالیفرنیا

برپا کردند و خودشان نیز به عنوان مسئولان غرفه در آنجا حضور پیدا کردند.

آنها آزمایش را در دو حالت مختلف انجام دادند. در نیمی از موارد آزمایش، شش مربا و در نیمی دیگر ۲۴ نمونه

مربا برای چشیدن و انتخاب روی میز قرار گرفت.

به نظر شما آیا تعداد مرباها تفاوتی در تصمیم گیری ها ایجاد کرد؟ بله، به شدت!! |

هنگامی که ۲۴ نمونه مربا روی میز قرار داشت، ۶۰ درصد عابران جلوی غرفه توقف می کردند

و مرباها را می چشیدند، اما هنگامی که شش مربا روی میز قرار داشت تنها ۴۰ درصد افراد جلوی غرقه توقف می کردند

و مرباها را انتخاب و مزه می کردند.

آیا می توان نتیجه گرفت گزینه های انتخاب بیشتر، اوضاع را بهتر می کند؟ اندکی صبر!

احتمالا تصور می کنید در حالتی که ۲۴ مربا با طعم های مختلف روی میز بود،

خریداران تعداد مرباهای بیشتری را انتخاب و مزه کردند، اما این گونه نشد.

خریداران چه در حالت شش نمونه و چه در حالت ۲۴ نمونه،

تنها یک یا دو گزینه را انتخاب و مزه کردند.

سؤال دوم این است که تعداد گزینه های انتخاب بیشتر چه تأثیری بر خرید محصول داشت؟

از میان خریداران، در حالتی که شش مربا روی میز قرار داشت،

۳۰ درصد افراد اقدام به خرید نهایی محصول کردند،

اما در حالتی که ۲۴ مربا بر روی میز بود، تنها ۳ درصد افراد نهایتا خرید انجام دادند.

از این آزمایش چه نکاتی می توانیم یاد بگیریم؟

ارائه گزینه های انتخاب بیشتر برای انتخاب، به جذب افراد بیشتر منجر می شود، اما همان تعداد زیاد خرید کمتری

نسبت به گروهی که گزینه های انتخاب کمتری داشته اند انجام می دهند. برای آنکه نتایج آزمایش ملموس تر شود،

بیایید این گونه فرض کنیم که صد بازدید کننده به غرفه مراجعه می کنند.

بدین ترتیب، چنین نتایجی انتظار می رود.

در حالتی که ۲۴ مربا روی میز است، ۶۰ نفر از ۱۰۰ نفر جلوی غرفه توقف می کنند

و اقدام به بررسی محصولات می کنند، اما تنها دو نفر خرید می کنند.

در حالتی که شش مربا روی میز است، ۴۰ نفر از ۱۰۰ نفر جلوی غرقه توقف کرده،

اقدام به گزینش محصولات می کنند، اما این بار ۱۲ نفر خرید انجام می دهند.

نکته طلایی: گزینه های انتخاب متعدد توجه را به سمت ما جلب می کند، اما گزینه های بیش از حد باعث گیج شدن در انتخاب می شود تا جایی که مشتری به این نتیجه می رسد بهتر است محصول را نخرد (سختی انتخاب).

منبع: کتاب کلیک طلایی( تکنیک های تضمینی نورومارکتینگ برای تبدیل بازدیدکننده وب سایت به مشتری وفادار). جزء ده کتاب برتر در حوزه نورومارکتینگ در وب سایت و دارای 4 ستاره از بزرگترین فروشگاه اینترنتی کتاب جهان آمازون

تاثیرتخفیف یا جایزه بر افزایش فروش سایت

کالاها را با تخفیف یا جایزه و امتیاز همراه در وب سایت ارائه کنید.

هر زمان که کالایی با تخفیف یا امتیاز در وب سایت عرضه می شود،

فرصتی برای ایجاد حس دین و عمل متقابل ایجاد میشود.

این موضوع شاید پیچیده تر از چیزی باشد که به نظر می رسد.

فرض کنید در یک وب سایت فروش کالا، برای خریدهای بالاتر از ۷۵ دلار،

ارسال رایگان در نظر گرفته شده است. آیا این، مصداق عمل متقابل است؟

در نظر بگیرید که برای داشتن این تخفیف یا جایزه ، نه تنها باید از سایت خرید کنیم،

بلکه باید مقدار مشخص اضافه ای نیز هزینه کنیم که شاید بیش از مقداری شود که واقعا می خواستیم خرج کنیم.

با پذیرفتن اینکه بیشتر از نیاز واقعی خود هزینه کنیم،

ما اولین هدیه را داده ایم (تمایل به هزینه کردن پول بیشتر).

در مقابل، وب سایت هم «عمل متقابل» را با ارائه تخفیف یا جایزه ارسال رایگان جبران می کند.

درواقع اینجا حس یک معامله پایاپای پیش می آید و این تخفیف وامتیاز حمل رایگان احساس تعهدی در مشتری ایجاد نمی کند.

برای اینکه مشتری امتیاز ارسال رایگان را به عنوان هدیه در نظر بگیرد،

باید احساس کند این هدیه به شرایط خاصی محدود نشده است؛ به عبارتی حس کند هدیه بی قیدوشرط است.

در وب سایت فروش آنلاین کفش ( Zappos.com ) پیشنهاد ارسال رایگان بدون هیچ قیدوشرطی ارائه می شود.

حتی جالب تر اینکه این وب سایت ارسال رایگان را در مواردی که بخواهید محصول را پس بفرستید نیز در نظر گرفته است.

چنین تخفیف یا جایزه ای باعث می شود که آن را به عنوان یک هدیه در هنگام خرید از وب سایت در نظر بگیریم.

تاثیر تخفیف یا جایزه بر افزایش فروش

نکته طلایی: هدیه های رایگان بسیار قدرتمند هستند. اگر وبسایتی بدون هیچ قیدوشرط تخفیف یا جایزه ای به ما بدهد، باعث فعال شدن عمل متقابل می شود.

فقط برای تشکر

سالها پیش Lands End (یک کارخانه پوشاک، برای من هدیه ای شامل وسایل تزیین درخت کریسمس، به همراه یک کارت تبریک فرستاد.

روی کارت نوشته شده بود: «فقط می خواهیم از اینکه مشتری ما بوده اید تشکر کنیم».

هیچ برگه تخفیف یا جایزه ای یا چیز دیگری همراه کارت تبریک نبود، تنها یک وسیله تزیینی کوچک و یک کارت تبریک.

همین کار کوچک از ۱۵ سال پیش تاکنون بر رفتار من مؤثر بوده است.

هر زمان می خواهم لباسی انتخاب کنم و می توانم آن را از فروشگاه های مختلف بخرم،

کمی صبر می کنم و با خودم فکر می کنم: «ابتدا باید بررسی کنم آیا Lands End این لباس را دارد یا نه».

بنابراین دادن هدیه بی قیدوشرط در وب سایت می تواند باعث ایجاد یک مشتری یا دوست طولانی مدت شود.

ارائه اطلاعات رایگان

یکی از روش های وب سایت ها برای هدیه دادن، ارائه اطلاعات سودمند به بازدید کنندگان است.

برای مثال، وب سایتی که دوربین می فروشد، می تواند بخشی از سایت را

به ارائه نکات آموزشی سودمند درباره عکاسی اختصاص دهد.

اگر کاربران برای دریافت اطلاعات درباره عکاسی وارد وب سایت شوند

و از اطلاعات رایگانی که شما در وب سایت قرار داده اید تشکر کنند،

ممکن است این احساس در آنان ایجاد شود که تخفیف یا جایزه گرفته اند.

البته، این عمل، تضمین نمی کند کاربران حتما از وب سایت شما دوربین بخرند،

اما می تواند شانس خرید آنها را در آینده افزایش دهد؛

حتی ممکن است شما را نسبت به وب سایت های رقیب ارجحیت دهند و دیگر از آنها بازدید نکنند.

اگر در حال حاضر نیز اقدام به خرید نکنند، محتمل است در آینده برای خرید به وب سایت برگردند.

در مواردی که می خواهیم از کاربران اطلاعات بگیریم یا درخواست می کنیم فرمی را پر کنند،

ارائه کردن چنین اطلاعاتی مؤثر است.

تخفیف یا جایزه در مقابل عمل متقابل

در مطالعه دیگری (گامبرینی و همکاران، ۲۰۰۷)، محققان، جایزه دادن را نسبت به عمل متقابل بررسی کردند.

محققان از یک وب سایت استفاده کردند که اطلاعات مفیدی درباره فرمت های مختلف

برای انواع رسانه های ارتباطی، تعاریف انواع رسانه ها، موارد و زمان های استفاده از هر کدام ارائه می کرد.

در حالت جایزه، بازدید کنندگان می توانستند با تکمیل فرمی، شامل اطلاعاتی از قبیل

نام و نام خانوادگی، آدرس و سایر اطلاعات آماری، به اطلاعات وب سایت دسترسی داشته باشند.

در حالت عمل متقابل، بازدید کنندگان می توانستند فورا به اطلاعات وب سایت دسترسی داشته باشند

و سپس از آنها درخواست می شد که فرم اطلاعات را تکمیل کنند.

احتمال تکمیل فرم اطلاعات توسط بازدید کنندگان در حالت عمل متقابل نسبت به حالت جایزه دو برابر بیشتر بود.

درخواست انجام عمل متقابل هم جواب می دهد

“بدون هیچ قیدوشرط” بسیار قوی است، اما درخواست از فرد برای عمل متقابل نیز مؤثر است،

مخصوصا هنگامی که شما اطلاعات مفیدی ارائه می دهید.

حتی دادن پیشنهاد به کاربر نیز می تواند به عنوان یک تخفیف یا جایزه در نظر گرفته شود

(البته تا زمانی که این پیشنهادها برای کاربر، اطلاعات مفید پنداشته شود)

اگر بازدید کنندگان دوست دار کتاب های کلاسیک کمیاب باشند و

خبری درباره چاپ نسخه ای از کتاب های کلاسیک کمیاب دریافت کنند، به احتمال زیاد،

این خبر را به عنوان اطلاعات سودمند (به نوعی، هدیه) در نظر می گیرند.

نکته طلایی: پیشنهادها در صورتی که مفید و کاربردی باشند، می توانند هدیه در نظر گرفته شود.

نمایش دادن سایر محصولاتی که امکان دارد بازدید کنندگان به خرید آنها علاقه داشته باشند،

می تواند تخفیف یا جایزه ای از طرف وب سایت برای بازدید کننده تلقی شود.

ارائه پیشنهاد و انتخاب های جایگزین بعنوان تخفیف یا جایزه
نمایش انتخاب های جایگزین و ارائه پیشنهاد می تواند به عنوان اطلاعات مفید و همچنین هدیه در نظر گرفته شود
در ادامه، ایده ای متفاوت ارائه شده که ممکن است عمل متقابل را فعال کند.

یک شرکت می تواند از طرف شما به سازمانی غیرانتفاعی کمک مالی کند؛ بدین وسیله احساس دین در شما ایجاد می کند.

در این حالت، این هدیه برای شما و از طرف شما» در نظر گرفته شده است، حتی اگر آنها این هدیه را به شخص دیگری بدهند.

بدین ترتیب حس می کنید باید دین و قرض خود را به وب سایت ادا کنید،

زیرا آنها (وب سایت) به خاطر شما این کمک مالی را انجام داده اند.

گر شما تصویری را از خودتان در حال کمک کردن با ابراز محبت به کسی در این وب سایت آپلود کنید،

مدیران وب سایت در ازای این کار، به انتخاب خودتان، به یک سازمان اجتماعی، کمک مالی می کنند.

انجام امور خیریه به نمایندگی از طرف مشتری بعنوان تخفیف یا جایزه و ایجاد حس ادای دین در مشتری

این اقدام خیرخواهانه به احتمال زیاد باعث ایجاد احساس دین در شما می شود؛

زیرا شرکت هم به نمایندگی شما این اقدام را انجام داده است و به احتمال زیاد،

ارتباطات عاطفی شما با سازمان اجتماعی مورد علاقه تان را نیز برانگیخته می کند.

در نتیجه، شما به وب سایت احساس دین و تعهد می کنید (چیزی که مدیران وب سایت می خواهند).

شما می خواهید لطف یا هدیه آن ها را جبران کنید، یا به عنوان مشتری وفادار یا با بازدید مجدد از وبسایت.

در برخی موارد، هدیه شما می تواند اطلاعات کاربری ای باشد که در وب سایت ثبت می کنید

(در این مثال، نام و شماره تماس درخواست شده است).

برخی سایت ها همین اطلاعات را به سایت هایی که به دنبال بازدید کننده بیشتر هستند می فروشند یا با آنان تبادل اطلاعات می کنند.

| نکته طلایی: تخفیف یا جایزه ، مکانیزم احساس دین را فعال می کند که باعث افزایش احتمال عمل متقابل به منظور جبران لطف می شود. اگر ابتدا تقاضایی بیشتر از انتظار دیگران را از آنان بخواهید و با مخالفت روبه رو شوید، بلافاصله یک درخواست معقول تر را بیان کنید؛ بدین ترتیب، احتمال موافقت بیشتر میشود.

منبع : کتاب کلیک طلایی ( تکنیک های تضمینی نورومارکتینگ برای تبدیل بازدیدکننده وب سایت به مشتری وفادار) .جزء ده کتاب برتر حوزه نورومارکتینگ در وب سایت و دارای 4 ستاره از بزرگترین فروشگاه اینترنتی جهان آمازون

تاثیر امتیازدهی و نظرات بر افزایش فروش وبسایت

امتیازدهی و نظرات در فضای مجازی، تأثیر قوی بر نظرات ما دارند

و بیشترین تأثیر آنها نیز در سطح ناخودآگاه اتفاق می افتد.

رتبه بندی نطرات، نقد و بررسی به منطله ی ارزیابی آنلاین
رتبه بندی نظرات، نقد و بررسی در واقه یک ارزیابی آنلاین از دیدگاه های غریبه هایی است که در خرده فورشی موردعلاقه شما حضور دارند .

راههای زیادی برای استفاده از ارزیابی وجود دارد که برخی مؤثرترند.

برای مثال، سایتی را در نظر بگیرید که هیچ اطلاعات امتیازدهی در صفحه اول قرار نداده است

و باید یک محصول خاص را پیش از این که امتیازدهی آن محصول را دیده باشیم انتخاب کنیم.

در این حالت این وب سایت از اعتباردهی اجتماعی به خوبی استفاده نکرده است.

نمایش ندادن امتیازدهی محصول نتایج منفی در بازدید کنندگان دارد.

برای مثال، ممکن است تا زمانی که بازدید کننده منتظر است که صفحه محصول باز شود

تا امتیازدهی و مشخصات آن را بررسی کند توجهش را از دست بدهد

و یا اینکه بازدید کننده اصلا به خودش زحمت ندهد یک صفحه دیگر را بررسی کند

تا امتیازدهی محصول را مشاهده کند و سایت شما را ترک میکند.

عدم وجود نقد و بررسی در صفحه اول
هیچ نقد و بررسی با امتیازدهی در صفحه اول محصول وجود ندارد. امتیاز بندی و نقدها در صفحه ی بعدی قرارگرفته است. اما با این کار یک شانس خوب برای جذب مشتری را از دست داده اند

نمایش امتیاز بندی محصول در وب سایت کار بسیار درستی است.

در برخی وب سایت ها حتی این امتیازدهی بر اساس معیارهای مختلفی چون

تعداد مشاهدات و سطح رضایت نمایش داده میشود؛

حتی گاهی تعداد افرادی که محصول را بررسی کرده، و درباره آن نظر داده اند نیز نمایش داده می شود.

هرچه تعداد نظرات و امتیازدهی بالاتر باشد، تأثیر بیشتری از نظر تأیید اجتماعی خواهد داشت.

امتیازدهی کاربران
امتیازدهی بر اساس تعداد نظرات و امتیازات
همانگونه که مشاهده میکنید 808 نفر در ارتباط با این محصول نظر داده و 357 نفر از امتیاز 5 به ان 4.5 داده اند پس این صفحه تا حدودی قابل بررسی است.

در نهایت، میتوان به ارائه نظرات ، نقدها و امتیازدهی مخاطبان سایت اشاره کرد که می تواند بسیار مفید باشد.

تاثیر ارائه نظرات، نقدها و امتیازدهی بر کاربران

یکی دیگر از متغیرهای کمک کننده در تصمیم گیری، نشان دادن تعداد افرادی است که محصول را خریده اند.

هرچه خریداران یک محصول بیشتر باشند، نشان از آن است که آن محصول دارای ویژگی های جذابی است.

تجربیات و امتیازدهی منفی مشتری درباره محصول

دی وریس و پراین (۲۰۰۷) درباره شیوه تأثیر سیستم های پیشنهاددهنده بر تصمیمات بازدید کننده ها

هنگام خرید دوربین دیجیتال و انتخاب مقاصد توریستی مطالعه کردند.

محققان می خواستند بررسی کنند سیستم های پیشنهاددهنده چگونه

به صورت یکسان روی محصولات و تجربیات مؤثر است.

هنگامی که سیستم های پیشنهاددهنده در فروش محصولی خاص فعالیت داشتند،

آن محصول حدود بیست درصد فروش بیشتری نسبت به مواردی که در سیستم پیشنهاددهنده نبودند، داشت.

اگر پیشنهاددهنده ها روی یک مقصد توریستی خاص تمرکز می کردند،

آن مقصد، ده درصد بیش از سایر مقاصد انتخاب میشد.

وقتی ضمیر خودآگاه وارد می شود

تنها یک راه وجود دارد که ذهن خوداگاه ممکن است در موضوع تصمیم گیری وارد شود و نقش ایفا کند.

گاهی (البته به ندرت) ما مشکوک میشویم. این تردید زمانی اتفاق می افتد که

اطلاعاتی داریم که ما را نسبت به امتیازدهی مشکوک می کند.

برای مثال، یکی از دوستان شما می گوید شرکت الف افرادی را استخدام می کند

تا نظرات مثبتی درباره محصولات در وب سایت ها قرار دهند

و همین باعث می شود شما از خود بپرسید: «اگر تمام این نظرات و امتیازدهی ها جعلی باشد چه میشود؟»

در اینجاست که کورتکس شما (مغز جدید) با ذهن قدیم مخالفت می کند.

مغز قدیم می گوید «می خواهم شبیه دیگران باشم» حتی اگر شما متوجه خطور این فکر نباشید.

اما مغز جدید می گوید: «شاید این اطلاعات دقیق نیست». با این حال، احتمالا مغز قدیم پیروز خواهد شد.

اگر نظرات و نقدهایی را بخوانید که صد درصد مثبت نباشد (مصنوعی به نظر نرسد)

و افرادی که این نظرات را نوشته اند شبیه” افراد حقیقی” که واقعا از محصول استفاده کرده اند به نظر برسند،

باعث میشود مخالفت های مغز جدید تأثیر خودش را از دست بدهد و شما به نظرات اعتماد می کنید.

در صورتی که افراد در پروفایل خود عکس خود را قرار دهند

یا مشخصاتی در پروفایل خود ثبت کنند که نشان دهد این نظر و امتیازدهی مربوط به یک فرد واقعی است،

می تواند تأثیرگذاری بیشتری بر تصمیم گیری مشتریان داشته باشد.

من به حرف بقیه گوش کنم؟ هرگز!!

رتبه بندی، امتیازدهی و نقدها درباره یک محصول به طور ناخودآگاه نیاز ما برای ارزشیابی اجتماعی را فعال می کند.

در عین حال این ارزیابی اجتماعی توجیه منطقی ای را که برای بعد از تصمیم گیری نیاز داریم به صورت ناخودآگاه به ما می دهد.

داده ها، نمودارهای گراف ها و آمارها به ما این حس را می دهند که داریم تصمیم عاقلانه ای می گیریم.

آمارها و نمودارها این دیدگاه را به ما القا می کند که در حال گرفتن تصمیمات منطقی هستیم،

حتی اگر تصمیم ما براساس فرایند ناخودآگاه باشد.

نکته طلایی: دادهها، نمودارهای گراف ها و آمارها به ما این حس را می دهند که داریم تصمیم عاقلانه ای می گیریم.

برای من داستان تعریف کن

قوی ترین نوع نقدها، امتیازدهی و رتبه بندی ها، داستان گویی ها و بیان تجربیات واقعی کاربران است.

به طور معمول، مدیران وب سایت اطلاعاتی پیرامون شخصی که نقد را نوشته است ایجاد کرده اند؛

همچنین خلاصه ای از تجربیات شخصی فرد از محصول را نیز بیان کرده اند.

دراصل، مدیران وب سایت برای مخاطبان شخصیت سازی کرده اند

و هنگامی که این متن به فاکتورهای داستانی اضافه می شود، نقد و امتیازدهی ارائه شده را قوی تر می کند.

بازخوردهای مشتریان صرفا محدود به محصول مورد استفاده خودشان نیست

بلکه می توانند نظرات خود را درباره سایر محصولات شرکت نیز ارسال کنند.

نکته طلایی: قوی ترین نوع نقد ها و امتیازدهی ها، داستان گویی ها و بیان تجربیات واقعی کاربران است. این نقدها، چه درباره محصول و چه درباره شرکت، می تواند برای خوانندگان جذاب باشد و بر تصمیم گیری آنها تأثیر گذارد.

به چه چیزی نگاه می کنید؟

ارزیابی و تأیید اجتماعی نه تنها بر تصمیمات خرید ما اثر می گذارد،

بلکه روی سایر رفتارهای ما، از قبیل چگونگی تجربه ما از یک وب سایت، نیز تأثیر دارد.

برای مثال، وجود یک فیلم با امتیازدهی و بازدید بالا ممکن است موجب شود ما هم این فیلم را ببینیم؛ بنابراین بر رفتار ما نیز تأثیر داشته است.

نشان دادن اینکه چه تعداد افراد یک فعالیت مشخص را در وب سایت انجام داده اند، بسیار مؤثر است.

در ادامه، مثالی از رتبه بندی فیلم ها در سایت اشتراک گذاری فیلم ارائه شده است که نشان می دهد

از دو عامل «میزان بازدید» و «علاقه مندی مخاطبان» به خوبی برای اثرگذاری بر تصمیم بازدید کننده استفاده شده است.

تاثیر نمایش تعداد بازدیدها و نظرات بر تصمیم گیری کابران
نمایش تعداد بازدیدها باعث می شودمخاطب حس کند فیلم یا محصول مهمی است که این تعداد بازدید بالا داشته است. همچنین نمایش تعداد افرادی که به این فیلم نظر مثبت داده اند نیز در تصمیم گیری موثر است.

یک ترفند جالب این است که به بازدید کننده نشان دهیم سایر مخاطبان در حال حاضر مشغول چه فعالیتی در وبسایت هستند.

نمایش فعالیت سایر مخاطبان به بازدیدکنندگان

نکته طلایی: وقتی مطلع می شویم دیگران محصولی را تجربه کرده اند، یا در وب سایت چه فعالیتی داشته اند و یا هم اکنون چه فعالیتی در وب سایت دارند، در واقع ما نیز به انجام همان کار ترغیب میشویم. ما همان کاری را که دیگران انجام داده اند تکرار می کنیم. ما به سمت هماهنگی و تعلق داشتن به گروه (مجموعه افرادی که یک کار را انجام داده اند) کشیده می شویم.

چرا به تمام نظرات غریبه ها گوش می کنید؟

تصور کنید در یک فروشگاه زنجیره ای به دنبال خرید تلویزیون هستید.

در برابر یکی از تلویزیون ها می ایستید تا مسابقات اتومبیل رانی ای را که در حال پخش است تماشا کنید

. در همین حال، یکی از عابران (ناظران) را متوقف می کنید و از او می پرسید:

«درباره این تلویزیون چه نظری داری؟ آیا حاضری آن را بخری؟ اگر می خواستی دوباره تلویزیون بخری،

آیا آن را انتخاب می کردی؟» او نظرش را به شما می گوید و می رود.

شما فرد (ناظر) بعدی را می بینید و این سوالات را از او نیز میپرسید و او نظرش را به شما می گوید و می رود.

شما حدود سیزده ساعت در فروشگاه تمام نظرات عابران را جمع آوری می کنید

و این تا ادامه پیدا می کند تا شما به حس اطمینان برسید.

صحنه مسخره ای به نظر می رسد؟

این موضوع در دنیای واقعی مسخره است، اما در فضای مجازی به هیچ وجه مسخره نیست.

در یک وب سایت شما نیاز به سیزده ساعت زمان برای جست وجوی محصولات نخواهید داشت.

در حالت آنلاین بازخوردهای مشتری بسیار سریع تر است.

به راحتی می توانید با بررسی امتیازدهی ها و نظرات مشتری درباره یک کالا، داده های مورد نیاز را جمع آوری کنید.

با اشتیاق زیاد نظرات افرادی را که نمی شناسیم، می خوانیم

و این نظرات روی تصمیمات ما درباره خرید، مثل اینکه چه بخریم، کی بخریم، چگونه بخریم، چرا بخریم و… بسیار مؤثر است.

ما نظردهنده را نمی شناسیم، نمی دانیم کجا زندگی می کند یا چه علاقه مندی هایی دارد

و اینکه آیا اصلا شبیه ماست یا نه، اما به نظراتش اعتماد می کنیم.

اما اگر ببینیم در امتیازدهی ، محصولی یک ستاره از پنج ستاره گرفته است،

سریعا تصمیم به خرید می گیریم، و حتی به محصول نگاه هم نمی کنیم.

این، همان تأیید اجتماعی در کارهاست.

منبع: کتاب کلیک طلایی ( جزء 10 کتاب برتر در حوزه نورومارکتینگ در وبسایت و دارنده ی 4ستاره طلایی از بزرگترین فروشگاه اینترنتی کتاب جهان آمازون)