روانشناسی طراحی وب

روانشناسی طراحی وب

روانشناسی طراحی وب چیست؟و چه مولفه هایی دارد؟

داشتن وب سایتی با طراحی زیبا برای هر کسب و کاری مهم است.

مشتریان بالقوه وب سایت شرکتی را که محصول یا خدمت مدنظر آنها را داشته باشد،

بررسی می کنند؛

وب سایتی با طراحی ضعیف می تواند آنها را وحشت زده کرده و پیش از خرید فراری دهد.

البته طراحی وب به زیباسازی ظاهری محدود نمی شود.

هر مؤلفه انفرادی در وب سایت، از جمله طرح بندی و رنگ و فونت، بر مشتریان بالقوه اثر روان شناختی دارد؛

در طراحی وب، داشتن انتخاب های درست به معنی تفاوت میان موفقیت و شکست است.

چرا طراحی وب برای صاحبان کسب وکار اهمیت دارد؟

نخستین تأثیر، بسیار مهم است.

میزان کیفیت محصول یا خدمت شما اهمیت ندارد.

چنانچه افراد، طراحی وب سایت را دوست نداشته باشند،

به شما اعتماد نکرده و به سرعت آنجا را ترک خواهند کرد.

ممکن است خشن به نظر برسد ولی واقعیت دارد.

الیزابت سایلنس و گروهش، در سال ۲۰۰۷، بررسی انجام دادند.

آنها از شرکت کنندگان خواستند تا وب سایت هایی درباره بیماری فشار خون پیدا کنند و

اعتماد یا بی اعتمادی خود به این وب سایتها و چرایی آن را ثبت کنند.

متداول ترین دلیل برای بی اعتمادی چه بود؟

۹۴ درصد از افراد، دلیل اصلی را مشکلات طراحی می دانستند.

فکر می کنید این بررسی چه پیامی برای کسب و کار شما داشته باشد؟

اگر طراحی وب سایت شما، روان شناسی مشتری را در نظر نگیرد، ممکن است زیان های مالی ببینید.

طراحی، بر نرخ تبدیل وب سایت تأثیر چشم گیری دارد.

اکنون می دانید که بهینه سازی سایت برای افزایش تبدیلات تا چه میزان اهمیت دارد.

اگر طراحی سایت شما با کاری که برای آزمون صفحات تبدیلی در تناقض باشد،

همه زمان صرف شده برای آزمون دوبخشی فرضیه ها به هدر می رود.

اگر فکر می کنید طراحی سایت اهمیت ندارد، بهتر است تجدید نظر کنید.

نقش روان شناسی در طراحی وب چیست؟

تصور کنید برای بستن قرارداد با شخصی، ترتیب یک ملاقات حضوری ترتیب می دهید و

این شخص با یک کت وشلوار کثیف و تی شرت پر از لکه، موهای چرب و حمام نرفته،

همراه با خرده ریزهای نان روی لباسهایش بر سر قرار حاضر می شود.

هنوز هم خواهان قرارداد بستن با چنین شخصی هستید؟ به احتمال زیاد، پاسخ شما منفی است؛ علت چیست؟

شیوه ارائه یک چیز در نحوه درک ما از آن اثر می گذارد؛

بنابراین، آن شخص، هرچند ژولیده و زشت، دقیقا مدنظر شماست ولی شکل ظاهری او در ذهنتان ارتباط معینی را به جنبش وامیدارد.

این ارتباط، کار او در تشویق شما برای همراهی با خواسته هایش را آسان تر یا دشوارتر خواهد کرد.

پس منطقی است در مناسب به نظر رسیدن برای یک ملاقات کاری، تلاش کند.

عملکرد وب سایت نیز این گونه است. میزان کیفیت محتوا اهمیت ندارد.

چنانچه فونت متن آن قدر کوچک باشد که خواندن ممکن نباشد

یا طرح رنگها افراد را دچار سرگیجه کند و طراحی تان ناشیانه به نظر برسد، افراد، شما را جدی نخواهند گرفت.

چگونه می توانید بهترین طراحی را برای وب سایت خود داشته باشید؛

طراحی که به مشتریان اطمینان دهد می توانند به شما اعتماد کنند و

آنها را به درآوردن کارتهای اعتباری شان تشویق کند.

اینجاست که روان شناسی وارد می شود. روان شناسان همه جنبه های طراحی وب را بررسی می کنند.

اگر می خواهید در وب سایت خود، بهترین رنگ بندی و فونت را داشته باشید،

باید برطبق اطلاعات موجود اقدام کنید.

طراحی درباره زیبایی ظاهری نیست بلکه درباره تبدیلات است

مهم است بدانید در اداره کردن کسب و کار،

طراحی به معنای یک وب سایت زیبا نیست بلکه به معنای وب سایتی است که

بازدیدکنندگان را به مشتری تبدیل کند.

تابه حال به کادرهای آزاردهنده ای که ناگهان ظاهر شده و از شما می خواهند مشترک خبرنامه شوید،

برخورد کرده اید؟

هرگز کسی را ندیده ام که آنها را دوست داشته باشد.

همه از آنها متنفر هستند؛ ولی صاحبان وب سایت ها، همچنان از این کادرها استفاده می کنند.

این کادرها اثرگذاری دارند و شما باید آنها را در طراحی وب سایت مدنظر داشته باشید.

البته زیبایی شناسی مهم است، ولی مهمترین پرسش به هنگام تصمیم گیری برای طراحی این است که

«چه عاملی به بهترین تبدیلات منجر می شود؟»

سلسله مراتب نیازها در طراحی

در سال ۱۹۴۳، یک روان شناس آمریکایی به نام آبراهام مازلوا اعلام کرد که نیازهای انسان سلسله مراتب دارند.

این سلسله مراتب اغلب «هرم مازلو» نیز نامیده می شود؛ در ادامه آنها را بررسی می کنیم:

سلسله مراتب نیازها در روانشناسی طراحی وب بر اساس هرم مازلو
  1. نیازهای زیستی؛ این دسته از نیازها درباره ادامه حیات است، از جمله هوا، غذا، آب، لباس، سرپناه و خواب مازلو رابطه جنسی را نیز در این دسته گنجانده است؛ گرچه این مسئله برای ادامه حیات ضروری نیست.
  2. نیازهای امنیتی؛ این دسته از نیازها درباره احساس امنیت است، از جمله سلامتی، امنیت شخصی،ثبات شخصیتی و محافظت شدن توسط قانون
  3. نیازهای عشقی و تعلق؛ این دسته از نیازها درباره تعاملات اجتماعی است، از جمله دوستی، صمیمیت، عشق، خانواده و جامعه.
  4. نیازهای ارزشی؛ این دسته از نیازها درباره عزت نفس و تمایز از دیگران است، از جمله موفقیت، موقعیت، شأن اجتماعی، تمایزات، مهارت و استقلال.
  5. نیازهای خودشکوفایی؛ این دسته از نیازها درباره تبدیل شدن به یک شخص بهتر یا کامل تر است؛ از جمله صلح جویی، دانش، رشد شخصی، تجربیات برتر و درک ظرفیت شخصی.

مازلو اعتقاد داشت که باید پیش از دنبال کردن نیازهای بالای هرم، نیازهای پایین هرم برطرف شوند.

برای نمونه، کسی که بسیار گرسنه است،

تا زمانی که گرسنگی خود را برطرف نکند به امنیت، ارتباط، تمایز و خودشکوفایی اهمیت نمیدهد زیرا ادامه حیات ارجحیت دارد.

سلسله مراتب نیازهای مازلو از نظر شهودی درست است،

ولی به دلیل نادیده گرفتن بسیاری از الگوهای رفتاری، انتقادهای زیادی به آن شده است.

برای نمونه، به نیازهای رفتاری افرادی که به طور کامل بر خودشکوفایی تمرکز کرده اند، توجه ندارد؛

مانند هنرمندان درویش مسلک، راهبها و راهبه ها و افرادی که به طور کامل از جامعه کناره گرفته اند

مانند مرتاض های تبتی که در دل کوهها به دنبال خلوت گزینی هستند.

اگرچه، چیزی با عنوان «حتال همه مشکلات» در هیچ علمی، از جمله روان شناسی، وجود خارجی ندارد.

سلسله مراتب نیازهای مازلو، چارچوبی برای تأیید و تأمین نیازهای بشر فراهم می کند.

این چارچوب برای کسانی که میخواهند زندگی پرثمری برای خود فراهم کنند، شروع خوبی است.

ممکن است از خود بپرسید که این مطالب به طراحی وب چه ارتباطی دارند؟

یک طراح وب به نام استیون بردلی، در مقاله خود با عنوان

«سلسله مراتب نیازها در طراحی» که در کتاب روان شناسی طراحی وب «متعلق به مجله اسمشینگ» به چاپ رسید،

یک طراح وب به نام استیون بردلی، در مقاله خود با عنوان «سلسله مراتب نیازها در طراحی» که در کتاب روان شناسی طراحی وب «متعلق به مجله اسمشینگ» به چاپ رسید،

ادعا کرد سلسله مراتب نیازهای مازلو می تواند ترجمان طراحی وب باشد.

ایده سلسله مراتب نیازها در طراحی مبتنی بر این فرض است که

یک طراح خوب برای دستیابی به موفقیت باید قبل از ارضاء نیازهای پیچیده تر، نیازهای اولیه را برآورده کند.

سلسله مراتب بردلی گزینه های متفاوتی دارد از جمله کارکرد داشتگی، ثبات، کاربردپذیری، مهارت و خلاقیت.

در ادامه آنها را بررسی می کنیم

کارکرد داشتگی:

مشتریان باید بتوانند از وب سایت شما استفاده کنند.

برای نمونه، اگر شما صاحب یک فروشگاه تجارت الکترونیک هستید،

مشتریانتان باید قادر باشند محصولات مدنظرشان را بیایند و خریداری کنند.

چنانچه وب سایت شما کارکرد داشتگی نداشته باشد، هیچ کدام از مؤلفه های طراحی نیز اهمیت نخواهند داشت.

ثبات:

هنگامی که وب سایت آماده شد، باید از ثبات آن اطمینان حاصل کنید.

برای نمونه، اگر فروشگاه تجارت الکترونیکتان به دلیل اشکال در سرویس دهنده ها در دسترس نباشد،

مشتریانتان به سایت رقیب مراجعه می کنند.

عملکرد یک وب سایت به ثبات نیاز دارد.

کاربردپذیری:

وب سایت شما کارکرد داشتگی و ثبات دارد، ولی استفاده از آن نیز آسان است؟

کاربران اینترنت جزء افراد ناشکیبا هستند و اگر نحوه استفاده از وب سایت شما را به سرعت کشف نکنند،

به سمت گزینه دیگری خواهند رفت.

اگر کمی درنگ کنند و در وب سایت شما نحوه افزودن محصولات به سبد خریدشان را کشف کنند،

سردرگم نمی شوند.

اطمینان حاصل کنید که وب سایتتان مانند معما به نظر نرسد.

مهارت:

هنگامی که وب سایت شما کار کردداشتگی و ثبات و کاربردپذیری داشته باشد باید به افزودن ویژگی دیگری باشید.

برای نمونه، داشتن ویژگی با عنوان «به شما پیشنهاد می شود» برای فروشگاه تجارت الکترونیک الزامی نیست ولی مطلوب است.

این ویژگی، یافتن محصول دلخواه مشتریان را آسان تر می کند.

خلاقیت:

خلاقیت در طراحی وب

زمانی که سایر نیازهای طراحی برطرف شد، می توانید از خلاقیت خود پرده بردارید.

جذاب نمودن طراحی از نظر زیبایی شناسی و اضافه نمودن ویژگی های نوآورانه به متمایزشدن وب سایت شما کمک می کند.

سلسله مراتب نیازهای طراحی، چارچوبی برای تفکر درباره طراحی وب فراهم می سازد،

همانند سلسله مراتب نیازهای مازلو که چارچوبی برای تفکر درباره زندگی انسان فراهم کرده است.

این سلسله مراتب کامل نیست ولی نقطه شروع خوبی به حساب می آید.

طرح کلی

طرح کلی وب سایت، در حقیقت شالوده ای است که سایر اجزاء سایت روی آن بنا می شوند.

اگر این شالوده متزلزل باشد، جزئیات زیبایی شناختی اهمیت خود را از دست میدهند؛

بنابراین، به هنگام مفهوم سازی طرح کلی وب سایت خود، باید چه گزینه هایی را مدنظر داشته باشید؟

الگوی اف شكل گروه نیلسن نورمن که یک شرکت تخصصی در تجربه کاربری می باشد،

در سال ۲۰۰۶، مطالعه ای مبتنی بر ردیابی چشمی انجام داد

که در آن شیوه نگاه کردن ۲۳۲ کاربر به هزاران گزینه از صفحات وب ثبت شد.

آنها دریافتند که صرف نظر از نوع وب سایت، الگوی مشاهده کاربران تقریبا ثابت است.

بر طبق نظر جیکوب نیلس، الگوی غالب در خواندن مطالب تقریبا به شکل حرف F انگلیسی است و دارای سه مؤلفه اصلی است:

  1. کاربران با حرکت افقی شروع به خواندن می کنند که معمولا از بالاترین قسمت حوزه محتوایی عبور می کند و خط بالای حرف F را شکل می دهد.
  2. سپس کمی به پایین صفحه می روند و دومین حرکت افقی را انجام میدهند که معمولا کوتاه تر از حرکت اول است و خط پایینی حرف إف را شکل می دهد.
  3. , در نهایت، سمت چپ وب سایت را با یک حرکت عمودی از نظر می گذرانند و این حرکت حرف F را شکل می دهد.

البته کاربران، ۱۰۰ درصد، از الگوی دقیق إف شکل تابعیت نمی کنند، ولی در حالت کلی حرف F را در ذهن تداعی می کنند.

متغیر اصلی از سایتی به سایت دیگر، فاصله بین خط بالایی و پایینی این الگو بود.

در اینجا برای نشان دادن تنوع الگوی خواندن چند نمونه آورده شده است.

به خاطر داشتن این الگوى F شکل مهم است.

چنانچه درصدد افزایش نرخ تبدیلتان هستید مهم ترین مؤلفه های صفحه وبتان را در قسمتهایی که بیشتر جلب توجه می کنند قرار دهید.

گوشۂ بالا سمت چپ

وقتی کسی به سایت شما وارد می شود، نخستین چیزی که نظرش را جلب می کند چیست؟

طبق نظر نیلسن، مسیر چشمی کاربران از گوشه بالا سمت چپ آغاز می شود.

هنگامی که یک بازدید کننده به سایت شما وارد می شود، باید مشخص باشد که چرا محصولات یا خدمات شما با ارزش هستند.

یعنی گوشۂ بالا سمت چپ، مکانی برای قراردادن پیشنهادات ارزشی شماست.

به همین دلیل بسیاری از شرکتها آرم و شعار تجاری خود را در این قسمت قرار میدهند.

فهرست بالای سایت

وقتی کاربران از آرم و شعار شما را دیدند، چشمانشان به حالت افقی از میان صفحه می گذرد.

اینجا مکانی است که فهرست راهنمای اصلی باید قرار بگیرد.

تا حد امکان از فهرستهای کشویی اجتناب کنید.

مطالعات کاربردپذیری انجام شده توسط گروه نیلسن نورمن، نشان میدهند این فهرست ها برای کاربران آزاردهنده هستند و آنها را به عنوان یک مانع میشناسند؛

به علاوه، فهرستهای کشویی نشان میدهند شما بر شیوه جستجوی کاربران در وب سایت خود کنترل مناسبی ندارید و این امر سبب میشود کاربران از صفحات مهم وب سایت صرف نظر کنند.

یکی دیگر از نکات مهم، تعداد گزینه های فهرست اصلی راهنماست.

سعی کنید بیش از پنج گزینه قرار ندهید، زیرا انتخاب های بیشتر، در نهایت، ممکن است مشتریان را سردرگم کند.

ستون فرعی سمت چپ

اکنون می دانید هنگامی که یک کاربر به وب سایت شما وارد میشود

از گوشه بالا سمت چپ آغاز می کند و به حالت الگوى إفشکل به حرکت ادامه میدهد.

این مطلب نشان میدهد که او به سمت چپ صفحه بیشتر توجه می کند.

نیلسن، در سال ۲۰۱۰، در مطالعه دیگری نشان داد کاربران وب ۶۹درصد از وقت خود را برای مشاهده سمت چپ صفحه و ۳۰ درصد را برای مشاهده سمت راست صفحه صرف می کنند.

یعنی باید مؤلفه هایی مانند فهرست عمودی یا فهرست مشارکت یا تبلیغ را که برای جلب توجه کاربران مدنظر دارید در قسمت جانبی سمت چپ قرار دهید.

همچنین باید تلاش کنید مطالب وبلاگ را سمت چپ صفحه یا مرکز آن قرار دهید. قراردادن متون در سمت راست صفحه، احتمال خوانده شدن آنها را کاهش میدهد.

باید در هر مقاله یا متن وبلاگ، پاراگراف پیشگفتار جالب توجه تر از سایر بخش ها باشد.

برجسته کردن فونت نخستین پاراگراف یا مورب کردن آن، شیوه مناسبی است.

افزودن تصویر نیز ایده خوبی به حساب می آید.

بدنه متن نیز باید به گونه ای آورده شود که مرور آن برای خواننده آسان باشد، زیرا بیشتر افراد محتوای اینترنتی را به این شکل استفاده می کنند.

بنابراین، پاراگراف ها باید کوتاه باشند و صفحه فضاهای سفید بیشتری داشته باشد و از تیترهای فرعی در بخش بندی متن استفاده شده باشد.

به خاطر داشته باشید تصاویر به ارتقاء اعتبار ادعاهایتان کمک می کنند.

این موضوع توسط ارین جی نیومن، مارینه گری، دانیل ام برنشتين، جاستین کانتر و دی استفان لیندسیه در مجموعه ای از آزمایشات، در سال ۲۰۱۲، به اثبات رسید.

در آزمایش شماره یک، پژوهشگران اسامی از هنرمندانی مشهور و ناشناس را به شرکت کنندگان نشان دادند؛

سپس شرکت کنندگان باید ادعاهایی مبنی بر زنده یا مرده بودن هر هنرمند را به شکل گزینه های «درست» یا «نادرست» رده بندی می کردند.

برخی از اسامی به تنهایی و برخی دیگر همراه با عکس نشان داده شد. حدس بزنید چه رخ داد؟

نشان دادن عکس هنرمندان ناشناس، صرف نظر از زنده یا مرده بودن، احتمال رأی دادن به گزینه «درست» را افزایش داد.

به عبارت دیگر، این مطالعه نشان داد که افراد، اظهارات همراه با عکس را معتبرتر میدانند.

باید این مسئله را به هنگام تصمیم گیری درباره مکان عکس ها در بدنه متن مدنظر داشته باشید.

استفاده از عکس ها، اطلاعات تصویری، فایل های ویدیویی و … در بدنه متن، برای بخش بندی متن و خواندنی تر و جذاب تر شدن کارامد است.

تصاویر

جیکوب نیلسن از گروه نیلسن نورمن، در طراحی وب، استفاده از تصاویر بزرگ و پیچیده را توصیه می کند تا ظاهری حرفه ای به وب سایتتان ظاهری حرفه ای پیدا کند.

کیفیت تصویر، عامل مهمی در جلب توجه کاربران است.

نباید از تصاویر کوچک و بی کیفیت استفاده کنید. کاربران با عکس های بامزه سهامداران تحت تأثیر قرار نمی گیرند.

در هنگام انتخاب تصاویر، اثر هاله ای را در نظر داشته باشید.

به خاطر دارید که افراد تمایل دارند مردان و زنان جذاب را به عنوان اشخاصی باهوش تر و مهربان تر و مطمئن تر در نظر بگیرند.

افراد جذاب بر محصولات یا خدمات شما هاله می افکنند و محصولاتتان برای فروش خواستنی تر می شوند.

مطالعه ای در سال ۲۰۰۸ نشان داد که مردان با دیدن تصاویر تحریک کننده از زنان، بیشتر زیر بار ریسک های مالی می روند، مانند خریدن یک خودروی گران قیمت.

نمونه عملی اثر هاله ای به این شکل است؛

تولید کنندگان خودرو میتوانند با قراردادن تصاویر زنان جذاب در تبلیغاتشان، از این اثر به نفع خود استفاده کنند.

شما نیز می توانید نرخهای تبدیل خود را با استفاده از تصاویر افراد جذاب در وب سایتتان ارتقا ببخشید.

البته اطمینان حاصل کنید که این افراد با مخاطبین هدف شما ارتباط دارند.

اگر مشتریان شما مادران سی ساله هستند، استفاده از تصویر سردسته تشویق کنندگان دبیرستانی کمکی نخواهد کرد.

جیکوب نیلسن معتقد است که افراد شبیه به مدل های معروف در مقایسه با افراد عادی کمتر جلب توجه می کنند؛

پس اگر می خواهید از مزایای اثر هاله ای بهره ببرید،

از افرادی استفاده کنید که متعلق به گروه مخاطبین هدفتان باشند و در میان این گروه به عنوان فردی جذاب در نظر گرفته شوند؛

لازم نیست مانند مدل های حرفه ای، جذاب باشند.

مهم ترین مؤلفه ها را بالای صفحه قرار دهید

برای مکان یابی مؤلفه های صفحه وب، به خاطر داشتن اثر مكان سریالی» برای تأثیرگذاری بیشتر بسیار مهم است.

یک روان شناس آلمانی به نام هرمن ابینگوس در کتاب خاطرات خود با عنوان «سهم حافظه در روان شناسی تجربی»، در سال ۱۹۱۳، مجموعه ای از آزمایشات حافظه را روی خود اجرا کرد.

بعدها، این آزمایشات توسط سایر پژوهشگران تکرار و تأیید شد.

ابینگقوس دریافت که درستی یادآوری مکان گزینه ای از یک فهرست، متغیر است.

پدیده ای که او توصیف کرد در حقیقت ترکیبی از دو اثر روان شناختی بود:

اثر تقدم:

این اثر نوعی جهت گیری شناختی است که سبب می شود اطلاعات ارائه شده در نخستین بخش مجموعه یا محتوا، دقیق تر از دیگر اطلاعات در خاطر بمانند.

اثر تأخر:

این اثر نوعی جهت گیری شناختی است که سبب می شود جدیدترین اطلاعات ارائه شده، به بهترین شکل خاطر بمانند.

ممکن است به نظر برسد اثرات تقدم و تأخر در تقابل با یکدیگر قرار دارند،

ولی هنگامی که آنها را با هم ترکیب کنید، اطلاعات ارائه شده در آغاز و پایان یک مطلب را به بهترین شکل به خاطر می آورید؛

اثری که ابینگهوس آن را اثر مكان سریالی نامید. این موضوع با طراحی وب چه ارتباطی دارد؟

با توجه به عادات کاربران اینترنتی می توانید اثر مكان سریالی را در عمل مشاهده کنید.

کاربران به اندازهای که تصور می کنید سایت را جستجو نمی کنند.

بخشی از وب سایت که در بالا یا پایین صفحه قرار دارد،

بخشی که بدون نیاز به جستجو مشاهده می شود،

در جلب توجه کاربران سهم بزرگی دارد.

بنابراین باید مهم ترین مؤلفه های وب سایت خود از جمله آرم، پیشنهادات ارزشی، برگه های اشتراک ایمیلی و… را در بالا یا پایین صفحه قرار دهید.

می توانید آنها را به پایین ترین بخش صفحه نیز اضافه کنید، زیرا بیشتر کاربران پیش از ترک صفحه، بخش های پایینی را جستجو می کنند.

مؤلفه هایی که در بین این دو بخش قرار داشته باشند، به آسانی فراموش می شوند؛

به علاوه، در بیشتر مواقع دیده نمیشوند زیرا کاربران، صفحه را جستجو نمی کنند یا مستقیم به سراغ پایین ترین بخش صفحه می روند.

رنگ بندی

رنگها بر شیوه درک کاربران از مسائل، تأثیر چشم گیری دارند؛

این اثر گذاری درآمدتان را نیز تحت تأثیر قرار می دهد.

برای نمونه، زمانی که مایکروسافت موتور جستجوی بینگ را طراحی می کرد،

رنگ های زیادی را بررسی کرد؛ مشخص شد که هاله ای ویژه از رنگ آبی، رنگی است که مردم بیشتر از همه روی آن کلیک می کنند.

پائول ری، مدیر تجربه کاربری مایکروسافت، اعلام کرد که «آن رنگ آبی، حداقل هشتاد میلیون دلار می ارزید».

این پژوهش ثابت می کند که باید در انتخاب رنگ دقت زیادی داشته باشید. به هر حال، شیوه ارائه برند، بر شناخت کاربران تأثیرگذار است؛

از این رو اطمینان حاصل کنید که رنگ بندیتان با کسب و کار شما بهترین تطابق را داشته باشد.

این کار چگونه انجام می شود؟.

در اینجا به پنج عامل مهم و جالب توجه در رنگ بندی وب سایت اشاره شده است:

شماره ۱: تناسب رنگ

مطالعه ای که توسط پائول باتملی و جان دویل، در سال ۲۰۰۶، انجام گرفت نشان داد وقتی موضوع انتخاب رنگ برند مطرح می شود، مهم ترین مسئله تناسب رنگهاست.

برای نمونه، محصولات کاربردی با قرار گرفتن در کنار رنگهای کاربردی به شکل مثبت تری شناخته خواهند شد.

در ضمن، محصولات حسی اجتماعی هنگام قرار گرفتن در کنار رنگ های حسی اجتماعی بهترین عملکرد را نشان میدهند.

رنگ کاربردی، رنگی است که به شدت با یک صنعت خاص در ارتباط است.

برای نمونه، جان دییر برای انتخاب رنگ سبز به عنوان رنگ اصلی آرم شرکت خود دلیل محکمی دارد؛

محصولات آنها در کشاورزی استفاده می شود، پس رنگ سبز با برندشان تطابق طبیعی دارد.

محصولات غیر کاربردی به جای قرار گرفتن در کنار رنگهای کاربردی، در کنار رنگ های انتقال دهنده وضعیت اجتماعی یا رفاهی، بهترین تأثیر گذاری را دارند.

«تیفنی بولو» نمونه ای از این تناسب رنگ است؛

رنگی که غول جواهرسازی، تیونی و شرکا، بر روی جعبه ها و کیفهای جواهرات از آن استفاده می کند.

رنگی که آنها استفاده می کنند همانند «رابینز اگ بولو» با جواهر ارتباطی ندارد.

افراد، رنگهای متفاوتی را در کنار انواع کسب و کارها قرار میدهند.

اطمینان حاصل کنید که تناسب رنگ وب سایتتان مناسب با کسب و کار شماست.

چنانچه رنگ انتخابی شما با محصول یا خدمت تناسب نداشته باشد، مشتریان تحت تأثیر قرار نخواهند گرفت.

برای نمونه، استفاده از رنگ های سبز و صورتی برای وب سایت مربوط به تشریفات کفن ودفن، ایده خوبی نیست.

شماره ۲: معنای رنگ

موضوع تناسب رنگ پیچیده تر از آن است که در نگاه نخست به نظر می رسد زیرا رنگها در فرهنگ های متفاوت معانی متفاوتی دارند.

برای نمونه رنگ قرمز در چین با خوش اقبالی مرتبط است،

در حالی که در آفریقای جنوبی نشانه مرگ و عزاداری است.

اگر می خواهید مشتریان تناسب رنگهای محصول یا خدمت را تشخیص دهند تفاوت های فرهنگی را باید لحاظ کنید.

به نمونه ای از چگونگی تغییر معنای رنگها از فرهنگی به فرهنگ دیگر توجه کنید؛

رنگ آبی در کشورهای مختلف، معنیهای متفاوتی دارد:

کشورهای غربی: جنسیت نر، افسردگی، محافظه کاری سیاسی

چین: فناناپذیری و معنویت

ایران: آرامش؛

کشورهای شرقی: ثروت و تهذیب نفس

سرخ پوستان: شکست

شماره ۳: ترجیحات جنسیتی رنگها

جو هالوکا، در سال ۲۰۰۳، درباره تفاوت در ترجیحات جنسیتی رنگها مطالعه ای انجام داد.

این تفاوت ها چشم گیر نبودند، با این حال آشکار و مشخص بودند.

رنگ آبی، در بین هر دو جنسیت، پرطرفدارترین رنگ بود، ولی برای زنان رنگ بنفش، رنگی که مردان به آن علاقه ای ندارند، جایگاه دوم را کسب کرد.

به طور کلی، ترجیحات جنسیتی رنگها فرهنگی است و به گرایشات کنونی افراد بستگی دارد.

برای نمونه، میدانستید در گذشته آبی کم رنگ، زنانه در نظر گرفته می شد و رنگ صورتی نشانه مردانگی بود؟

شناخت ترجیحات جنسیتی رنگها در فرهنگی که کسب و کارتان را اداره می کنید امر مهمی است.

کارول اوستر و کلر مانسباک در سال ۲۰۰۷ پژوهشی انجام دادند و مشخص شد در رنگهای استفاده شده برای اسباب بازیهای پسرانه و دخترانه، تفاوت بارزی وجود دارد؛

اسباب بازی هایی که برای هر دو جنسیت در بازار موجود بودند نیز به شدت به رنگ های پسرانه متمایل بودند.

برطبق نظریه آنها پسرها کمتر از دخترها، از مرزهای جنسیتی فراتر می روند.

در نظر داشتن جنسیت مشتریان در رنگ بندی بسیار مهم است.

اگر بیشتر مشتریانتان مرد هستند باید از رنگ های جذاب مردانه استفاده کنید و بالعکس.

برای نمونه، یک میلیون زن در ایالات متحده آمریکا موتورسواری می کنند؛

گرچه تعداد مردان موتورسوار بیشتر است.

پس اگر فروشنده موتورسیکلت هستید عاقلانه است از رنگ بنفش استفاده نکنید،

زیرا این رنگ برای زنان جذابیت بیشتری دارد.

به نظر تبعیض آمیز است، ولی هنگامی که تصمیمات بزرگی میگیرید، باید بر ترجیحات مشتریان اصلی خود متمرکز باشید.

شماره ۴: اثر وان رستورف

همان طور که در آزمایشات هدویگ وان رستورف درباره حافظه نشان داده شد به خاطر سپردن یک گزینه متمایز، در مقایسه با گزینه های مشابه، آسان تر است.

اگرچه در طراحی وب، تشویق مشتریان به کلیک کردن روی گزینه ای ویژه مدنظر ماست.

شما می خواهید گزینه های فراخوانی از قبیل لینکها، دکمه ها، علائم و… هر گزینه دیگری متمایز باشند.

یکی از کارهایی که بیشتر طراحان وب انجام میدهند، انتخاب یک رنگ مکمل با رنگ بندی اصلی است.

رنگ های مکمل، رنگ هایی هستند که روی یک گردونه رنگی مانند شکل بالا در مقابل یکدیگر قرار می گیرند.

برای نمونه، برای صفحه ای که رنگ غالب آن آبی است،

انتخاب رنگ طلایی یا نارنجی برای دکمه مشارکت گزینه مناسبی است.

فقط به خاطر داشته باشید مؤلفهای که از بقیه متمایز باشد کلیک خواهد شد.

شماره ۵: رنگهای مؤثر و بی اثر

درباره هماهنگ سازی رنگها و استفاده از اثر وان رستورف در طراحی وب تفکرهای متفاوتی وجود دارد. پ

یکی از چارچوب های مفید در این زمینه، روش رنگهای مؤثر و بی اثر است؛

این روش توسط یک متخصص بازاریابی اینترنتی به نام در ک هالپرن پیشنهاد شده است.

او توصیه می کند برای همه گزینه ها از رنگ های بی اثر و برای گزینه های فراخوانی از رنگهای مؤثر استفاده کنید.

با این روش، زمان و مکان کلیک کردن را به کاربران آموزش می دهید و

با این کار احتمال پاسخ به فراخوانیها افزایش می یابد.

فقط نباید اثر وان رستورف را فراموش کنید.

مطمئن شوید رنگ مؤثر در رنگ بندیتان متمایز جلوه می کند.

در ادامه «وب سایت دم» را مشاهده می کنید که از رنگهای مکمل آبی و نارنجی برای متمایزسازی گزینه های فراخوانی استفاده کرده است.

این اطلاعات نشان میدهند که چرا انتخاب رنگ های مناسب در وب سایت بسیار مهم است.

اگر رنگ های انتخابی شما، از نظر کیفیت عاطفی، برای مشتریانتان بی معنا باشند پیش از ارزیابی محصول یا خدمتتان، با شما بیگانه خواهند شد.

برای نمونه افراد، مشاورین مالی را که رنگ غالب وب سایتشان قرمز باشد، استخدام نمی کنند.

چنانچه گزینه فراخوانی متمایز نباشد، کاربران متوجه آن نمی شوند.

رنگ هایی که برای وب سایت خود انتخاب می کنید، بر نحوه شناخت مشتریان از شما و سودآوری کلی کسب و کارتان اثر شگرفی دارند.

درحال ارسال
امتیاز دهی کاربران
0 (0 رای)
برچسب‌ها:, , , , , , , , , , , ,

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.